تبليغاتX
Sky & Earth
سلام
تقریبا اوایل بهمن ماه سال گذشته بود که برای شرکت در هشتمین رقابت مسیه ایران با دوستان ثبت نام کردیم که به علت بعضی از مشکلات این مسابقه به تعویق افتاد و در تاریخ 22 - 23 فروردینماه امسال در کاروانسرای قصر بهرام سمنان برگزار شد ، که قرار بود در روستای مصر برگزار بشه !

شاید بعضی ها ندونن ماراتن مسیه اصلاً چه برنامه ای هست.
ماراتن مسیه مسابقه رصدی است که به همت دوستان خوبمون در ماهنامه نجوم و شرکت های دیگر هر ساله برگزار می شود که شرکت کنندگان باید در طی اون شب رصدی 110 جرم فهرست مسیه رو رصد کنن و در پایان رقابت هر کس تعداد بیشتری جرم دیده باشه برنده محسوب می شود.
که البته برای جذاب شدن رقابت تعدادی از اجرام آسمان به جز فهرست مسیه نیز به این لیست 110 تایی اضافه می شود که امسال 17 جرم بودن.

تعدادی از اجرام اضافه شده رقابت مسیه :
NGC 3242 ، سحابی سیاره نمای روح مشتری باقدر 9 در صورت فلکی شجاع
NGC 7662 ، سحابی سیاره نمای گلوله برفی آبی با قدر 9/2 در صورت فلکی فرس اعظم
NGC 2264 ، سحابی سیاره نمای اسکیمو با قدر 9/3 در صورت فلکی جوزا
NGC 5139 ، خوشه کروی امگا قنطورس با قدر 3/9 در صورت فلکی قنطورس
NGC 5128 ، کهکشان قنطورس A با قدر 7/6 در صورت فلکی قنطورس
سیاره نپتون با قدر 8 در صورت فلکی جدی
این تنها چند تا از اون اجرام اضافه شده بودن که شاید بیشتر با آنها آشنا باشید.


حالا شاید دوباره سوال پیش بیاد که فهرست مسیه چیست ؟!
فهرست مسیه لیستی از 110 جرم آسمان شامل کهکشانها ، سحابی ها ، خوشه های کروی و خوشه های باز هستند که شارل مسیه منجم فرانسوی اونارو رصد کرده و در فهرستی به ثبت رسانده.

امسال من به همراه پنج نفر از دوستام در ماراتن مسیه ثبت نام کردیم. روزهای موعود کم کم داشت فرا می رسید ، همه رصدگران از سراسر ایران خود را برای این رقابت جذاب و سخت (به خاطر باتجربه بودن شرکت کنندگان) آماده می کردند.
ما هم مثل دیگر دوستان برای شب چهارشنبه بلیط رفت به تهران را گرفتیم و جعبه های تلسکوپ ها رو به راه آهن تحویل دادیم تا برامون بیارن (قسمت توشه) ، و چون بار اول بود که باری رو با قطار به جایی می فرستادیم این مسئله برای ما مشکل ساز شد. وقتی بارها رو به راه آهن یزد تحویل دادیم (که اونجا هم با سخت گیریهایی روبرو شدیم) گفتن ما شب ساعت 1 بارها را با قطار بندرعباس می فرستیم و حدود ساعت 9 به تهران میرسه ، ما هم با خیال خوش شب به تهران رفتیم و ساعت 6 صبح به تهران رسیدیم.
در ضمن ساعت حرکت ما از تهران به سمت سمنان ساعت 9 تعیین شده بود!
رفتیم به سمت انبار توشه و جویای قطار بندعباس شدیم (قطار اول بندرعباس) که بارهامون رو تحویل بگیریم که گفتن یک ساعت تاخیر دارد و ما ناکام که به مسابقه نمی رسیم در ایستگاه نشستیم. ساعت 10 شد و قطار بندر رسید ولی خدا حالا بدهد جعبه های تلسکوپ !!!
جعبه ها با این قطار فرستاده نشد.
با مساعدت ریاست ایستگاه که واقعا به ما کمک کردن ، احتمال این داده شد که جعبه ها با قطار دوم بندر برسد.
بچه ها خیلی شور ماراتن داشتن ، چهار نفر دوستامون بار اولشون بود ماراتن میومدن و با این ضد حال روبرو شده بود ، خلاصه با مسئولین برنامه هماهنگ کردیم که این دوستامون بدون وسیله برن به مسابقه و فقط به تماشای آسمان زیبا بنشینن ( من و دوستم احسان چند ماراتن قبل هم شرکت کرده بودیم) و به همین دلیل ما دو نفر توی راه آهن نشستیم تا بارها برسن و ما بگیریمشون و بریم خونه ، واقعا ناامید شده بودیم.
قطار دوم بند رسید ولی حالا این قطار واگن توشه اصلاً نداشت.
با مساعدت یکی از کارکنان راه آهن من به اتاق یکی از مسئولین انبار وارده را پیدا کردم و با ناراحتی موضوع رو جویا شدم. پس از چند تماس معلوم شد بار ما با قطار کرمان فرستاده شده بوده !!!
بعد من رفتم پیش احسان و گفتم بارها تا 15 دقیقه دیگه به دست ما میرسه و بعد باید برویم خانه تا هادی و بقیه بچه ها فردا شب از سمنان برگردن و شب به سمت اردکان حرکت کنیم.
همون موقع بود که آرشام (یکی ار دوستانی که رفته بود) زنگ زد که یک نیسان پیکاپ قرار است ساعت دو بیاد قصر بهرام و جا هم داره که شما دو نفر را بیاورد و شماره رو به ما داد که هماهنگ کنیم.
امیدها دوباره داشت باز می گشت ... خلاصه بعد از ساعت ها گروگان ها آزاد شدند !!! و ما با اون شماره تماس گرفتیم - جناب آقای مهندس نیازمند - ما بالاخره نفهمیدیم ایشون چه کاره بودن ولی میدونیم آدم بسیار مهمی بودن.
خلاصه قرار ما شد ساعت 2 بعدازظهر دور برگردون فرمانیه - اتوبان صدر !!!
یه تاکسی گرفتیم رفتیم اونجا ، مثل اینکه مشکلی پیش اومده بود و ماشین ساعت 2.30 اومد ( توی او نیم ساعت ما چه کشیدیم !!!! - حالا بماند) سوار ماشین که شدیم به سمت قصربهرام روانه شدیم . دوستان دیگه ساعت 12 ظهر با هفت عدد اتوبوس به سمت قصربهرام حرکت کرده بودند و ما ساعت 2.30 .
مسیر ما از تهران به سمت ورامین ، پیشوا ، مبارکیه ، پارک ملی کویر و کاروانسرای قصر بهرام بود.
به ورامین که رسیدیم سرعت گیرها شروع شدند ، هر قدمی که بر می داشتی یه سرعت گیر بود !!!
خلاصه بعد از این همه سختی ما داشتیم به سمت قصربهرام می رفتیم و ماراتنی دیگر در راه بود ، همونجور که قبلا گفتم دوستان زودتر از ما حرکت کرده بودند ولی ما توی اواسط را به اونا رسیدیم و براشون دست تکون دادیم !!!! و یک ساعت زودتر از اونا به اونجا رسیدیم !!!
بعد از سوار کردن وسایل هوا ابری شد - تا ساعت 12 هوا ابری بود و بعد از آن صدای سوت نشانگر آغاز رقابتی سخت بود.
قبل از آنکه هوا صاف شود دوستانی با نواختن نی و دیگر سازها آرامش خاصی به فضا بخشیدند.
مسابقه تا ساعت 5.30 صبح ادامه داشت و سرانجام پس از اهدا جوائز به همان اتوبوس ها به تهران بازگشتی ، دیگر خبری از پیکاپ نبود.
ساعت 6 بعد از ظهر به تهران رسیدیم ، توی را خیلی خوش گذشت - همان موقع به راه آهن رفتیم و قصد عزیمت به اردکان.

متاسفانه به دلیل جاگذاشتن دوربین عکاسیم که همه جا مثل یکی از اعضای بدنم به من وصله در راه آهن اردکان نتونستم عکسی تهیه کنم!!!






متاسفانه اسم عکاس این عکس زیبا را نداشتم !
برای مشاهده عکس در ابعاد بزرگتر روی عکس کلیک کنید - اگه تونستید من رو توی عکس پیدا کنید !
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 23:45  توسط Hossein Haeri Ardekani  | 

غروب ...


 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 22:23  توسط Hossein Haeri Ardekani  |